رئیس جدید پژوهشگاه نیرو منصوب شد

سرویس صنعت برق نیوز: در حکم عباس علیآبادی آمده است: «با عنایت به مراتب تعهد، شایستگی و سوابق ارزشمند، جنابعالی به موجب این حکم به عنوان سرپرست پژوهشگاه نیرو منصوب میشوید.»
همچنین در بخشی از این حکم که از سوی وزیر نیرو صادر شده، آمده است: «انتظار میرود با همکاری و هماهنگی درون ساختاری شامل حوزه ستادی، شرکتهای مادر تخصصی و زیرمجموعه مبتنی بر اصل وفاق ملی و سایر اصول دولت چهاردهم و برنامههای وزارت نیرو تقدیمی به مجلس محترم شورای اسلامی، اهتمام لازم را مبذول دارید. توفیقات روزافزون جنابعالی را در پیشبرد اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از ایزد منان خواستارم و رجای واثق دارم که با همدلی و همکاری همه ارکان وزارت نیرو، برگ زرینی را وزارت نیرو در عرصه فعالیتهایش رقم خواهد زد.»
وزیر نیرو همچنین از خدمات ارزنده مجید عمیدپور در زمان تصدی مسئولیت ریاست پژوهشگاه نیرو قدردانی کرد.
دودابی نژاد فعلا به عنوان سرپرست منصوب شده و به زودی به عنوان ریاست منصوب خواهد شد. وی پیش از این به عنوان معاون سرمایه گذاری و تنظیم مقررات ساتبا مشغول به فعالیت بود و در آبان ماه سال ۱۴۰۳ به این سمت منصوب شده بود.
مجید عمیدپور رئیس قبلی پژوهشگاه نیرو در مردادماه سال ۱۴۰۱ از سوی علی اکبر محرابیان وزیر نیروی وقت به این سمت منصوب شده بود.
گفتنی است دودابی نژاد عضو هیئت علمی پژوهشگاه نیرو بوده و مدتی در حوزههای ستادی ساتبا و برق حرارتی، سمتهای اجرایی معاونت برنامهریزی و نوآوری سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا)، معاون برنامهریزی و عضو هیئت مدیره شرکت مادر تخصصی برق حرارتی و نیز معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی شرکت برق حرارتی را بر عهده داشته است.
این ۶۰ خوابه شده محل تجمع افراد ناشایست و چاپلوس
امیدواریم با حضور ایشان دوران شکوفایی و اعتلای پژوهشگاه آغاز شود.
در این چهار سال ثابت شد رذالت، بلاهت، و پلیدی پنج- شش نفر نالایق تمامیتخواه، میتونه سازمانی به عظمت و شکوه پژوهشگاه نیرو را زمینگیر کنه و به خاک مذلت بنشاند.
خدا کنه این سیاهی و تباهی تموم بشه.
نارضایتی از عملکرد ریاست قبلی فقط مربوط به وزارتخانه نبوده.پژوهشگاهیان نیز به شدت از عملکرد ایشان ناراضی بودن . لطفا تغییرات اساسی در لایه مدیریتی این سازمان امجام دهید. بدترین عملکرد مربوط به معاونت توسعه و مدیریت منابع انسانی و دفتر ریاست و راهبری مجتمع ها بود که امیدوارم طی هفته های اتی خبرهای خوبی در این زمینه از شما بشنویم.
معاونت فناوری و معاونت پژوهشی نیز در مرحله بعدی اصلاحات هستند به خصوص معاونت فناوری
امیدواریم پژوهشگاه به دوران طلایی خود بازگردد
با کدوم کارنامه؟ هیچ
به کجا وصله؟ الله اعلم
با کدوم کارنامه؟ هیچ
به کجا وصله؟ الله اعلم
نمونه های بارزش:
- قاسمی که از کارشناسی در حراست به معاونت تحقیقات و منابع انسانی توانیر رسید
- میری لاریمی که از دانشجوی دکتر حقی فام به مدیرکلی وزارتخونه رسید
- مذکوری که از شیفت مرکز کنترل دیسپاچینگ ملی به مدیرعاملی اون شرکت رسید
- رجبی مشهدی که از مدیر بازار برق خراسان به معاونت برق و انرژی وزارتخونه رسید
- کردی که از باختر به چند جا رسید و همش هم داره هی می رسه
- اعتمادی که از بازرسی توانیر به مدیرعاملی برق حرارتی رسید
- ذبیح زاده که از یه کارشناس ساده به معاونت راهبری شرکت شبکه رسید
- همین دودابی نژاد که از رییس گروهی تو ساتبا به ریاست پژوهشگاه نیرو رسید
بعد میگن چرا نیروهای ارزشمند مهاجرت میکنن
اما مذکوری و ذبیح زاده لیاقت جایگاه های بالاتری را دارن
مدیریت خوب بلدن
مدیریت خوب ربطی به پارتی و روابط نداره
یه نظم نسبی به شبکه دادن (با توجه به داشته هامون)
الان احتمالا همین عده دور دودابی نژاد بسط نشستن تا نکنه فرصتهایی که زمان عمیدپور به ناحق برای خودشون ایجاد کردن از دست بره. میدونن بدنه اصلی پژوهشگاه بیصبرانه منتظر بازگشتشون از پستهای مدیریتی برای خوشآمد گویی بهشونه بابت زیرآب زدن هاشون، پرونده سازیهاشون، حق خوری ها، بی حرمت کردن پیشکسوتان، ایجاد خفقان و جو پلیسی، عزل و نصبهای جهت گیری شده، پاداش و اضافه کارهای بدون حضور، وامهای خاص، زدوبندهای ارتقا و پروژه ها، بایکوت کردن دلسوزان، بخشش فضاهای پژوهشگاه، استفاده حداکثری از امکانات بنفع شخصی و ...
امید است دودابی نژاد مراقب باشد. اگرچه به تجربه امیدها واهی است...
ولی آخرش نفهمیدیم چطور میشه یکنفر از پشت میز فوتبال دستی ، یکشبه بشونیش پشت میز معاونت توسعه!
خیلی ادعای خداترسی داشتن
ولی با این همه ظلمی که به پرسنل داشتن چطور میخوان با وجدانشون کنار بیان!
کنار گذاشتن مدیران باسابقه و توانمند و پر و بال دادن به اطرافیان ریا کار و مجیزگو، و هدر دادن بیت المال در ۴ سال ،ظلم کمی نیست!
پژوهشگاه نیرو سالهاست با یک مشکل ریشهای دستوپنجه نرم میکند؛ مشکلی که فراتر از نام یک رئیس یا یک دولت است. متأسفانه در دورههای مختلف، حلقههای بسته و غیررسمی در اطراف مدیریت شکل گرفتهاند؛ حلقههایی که بهجای آنکه رئیس پژوهشگاه را در تصمیمگیریهای کارشناسی یاری کنند، در مواردی این شائبه را ایجاد کردهاند که خودشان تبدیل به مرجع اصلی تصمیمسازی شدهاند و عملاً استقلال و قدرت تصمیمگیری رئیس را تحت تأثیر قرار دادهاند.
نگرانی جدی این است که در چنین فضایی، شایستگی، تخصص، سابقه اجرایی و توانمندی واقعی همیشه معیار اصلی انتخاب مدیران نبوده و بعضاً نیروهای نزدیک و مورد اعتماد این حلقهها، بدون آنکه کارنامه مدیریتی قابل دفاعی داشته باشند، به پستهای حساس ستادی و مدیریتی رسیدهاند. نتیجه چنین رویکردی نیز چیزی جز کنار گذاشته شدن نیروهای متخصص، جوان و شایسته و ایجاد سرخوردگی در میان بدنه پژوهشگاه نیست.
در بخشهای مختلف ستاد، سالهاست این پرسش مطرح است که چرا برخی مدیریتها با وجود نیاز جدی به تحول، عملاً بدون تغییر باقی ماندهاند و چرا نیروهای نخبه و آشنا با دانش روز، تجربه و مسائل واقعی پژوهشگاه، کمتر فرصت ظهور و اثرگذاری پیدا میکنند. ورود برخی نیروها از دستگاههای دیگر به جای استفاده از ظرفیت نیروهای توانمند داخل پژوهشگاه نیز این احساس را در بدنه ایجاد کرده که گویی سالها تجربه و تخصص نیروهای داخلی ارزش کافی برای مدیریت ندارد.
از سوی دیگر، درباره برخی انتصابات و ارتقاهای مدیریتی نیز این تصور در میان کارکنان شکل گرفته که روابط و نزدیکی به افراد صاحب نفوذ، گاهی از شایستگی و کارآمدی مهمتر بوده است. اگر چنین تصوری حتی تا حدی واقعیت داشته باشد، باید برای یک سازمان پژوهشی زنگ خطر جدی تلقی شود؛ زیرا سازمان پژوهشی بیش از هر چیز به علم، شایستهسالاری، استقلال فکری و جسارت در تصمیمگیری نیاز دارد.
یکی دیگر از دغدغههای جدی کارکنان، وضعیت حقوق، دستمزد، تسهیلات و امکانات رفاهی است. احساس تبعیض در این حوزه، انگیزه بسیاری از کارکنان را کاهش داده و باعث شده بخشی از نیروهای توانمند، به جای فکر کردن به توسعه پژوهشگاه، در اندیشه پیدا کردن راهی برای انتقال به مجموعههای دیگر باشند؛ صرفاً به این دلیل که شرایط معیشتی و رفاهی بهتری دارند.
این وضعیت برای پژوهشگاهی با سابقه و جایگاه تاریخی پژوهشگاه نیرو بسیار تأسفبار است. مجموعهای که در دورههای طلایی خود، بهویژه در دوره مدیریت مرحوم دکتر رنجبر، نام و اعتبار قابلتوجهی در صنعت برق داشت، نباید به جایی برسد که بخشی از کارکنان با دلسردی و حسرت به گذشته نگاه کنند و نیروهای متخصص و جوان خود را در حاشیه ببینند.
جناب آقای دکتر دودابینژاد؛
این انتصاب میتواند یک فرصت واقعی برای تغییر باشد، به شرط آنکه اسیر هیچ حلقه، جریان، فرد یا گروهی نشوید. پژوهشگاه امروز بیش از هر چیز به مدیری نیاز دارد که خودش تصمیم بگیرد، خودش ارزیابی کند و حرف بدنه متخصص را بشنود؛ نه اینکه تصمیمهایش از طریق حلقههای غیررسمی به او دیکته شود.
خواهش جدی کارکنان و دلسوزان پژوهشگاه این است که در آغاز کار، یک ارزیابی واقعی و بیطرفانه از مدیران و مسئولان انجام دهید؛ نه بر اساس نزدیکی، سابقه رفاقت یا توصیه این و آن، بلکه بر اساس کارنامه، تخصص، خروجی، شایستگی و رضایت بدنه.
به نیروهای جوان، متخصص، خلاق و باانگیزه فرصت بدهید. مدیرانی را که سالها در یک جایگاه ماندهاند، بدون ملاحظه ارزیابی کنید. مسیرهای رانتی و حلقههای بسته را ببندید. عدالت در پرداختها و تسهیلات را جدی بگیرید و اجازه دهید پژوهشگاه دوباره به جایگاهی برسد که نیروهای توانمند برای ماندن در آن انگیزه داشته باشند، نه اینکه رؤیای انتقال به سازمانهای دیگر را در سر بپرورانند.
آقای دکتر دودابینژاد، امیدواریم جوانی، دانش و سابقه شما این امکان را فراهم کند که دوران مدیریتهای بسته و تصمیمسازیهای پشت پرده پایان یابد و پژوهشگاه نیرو دوباره به یک سازمان علمی، پویا، شایستهسالار و اثرگذار تبدیل شود.
این شاید مهمترین انتظاری باشد که امروز بخش بزرگی از بدنه پژوهشگاه از رئیس جدید دارد:
پایان دادن به حلقههای بسته، بازگرداندن شایستهسالاری و آغاز دوباره دوران طلایی پژوهشگاه نیرو.
اگر در مناطق مختلف، مدیری یا معاونی با فاطمه قنبری، فاطمه هاشمی یا افراد مرتبط همکاری داشته و در فشار بر کارکنان، تحویل اجباری پستهای سازمانی، گرفتن دستخط اجباری، تهدید به کمیتههای انضباطی، دخالت در امور شخصی و خانوادگی، تهیه مکاتبات و گزارشهای منفی علیه نیروهای زیر مجموعه یا تخریب جایگاه شغلی کارکنان نقش داشته است، نام و سمت او را با مستندات معرفی کنید.
از کارکنان درخواست میشود هر مورد را با جزئیات اعلام کنند: نام مدیر یا معاون، منطقه، سمت، تاریخ، نوع اقدام، فرد یا افرادی که تحت فشار قرار گرفتهاند، دستوردهنده یا تأییدکننده و هر سند، نامه، پیام یا شاهد موجود.
اگر مدیری یا معاونی برای کارکنان زیرمجموعه نامه یا گزارش منفی با هدف پروندهسازی یا آسیبزدن به موقعیت شغلی تهیه یا ارسال کرده، اصل مکاتبه و گردش آن را حفظ کنید و برای بررسی ارائه دهید. اگر این اقدام به دستور فرد دیگری انجام شده، نام هر دو طرف و نقش هرکدام اعلام شود.
وامها و تسهیلات را هم گزارش کنید
اگر درباره وام یا تسهیلات کلان، نامتعارف یا خارج از ضوابط برای مدیران، معاونین یا افراد مرتبط اطلاعات دارید، موضوع را محرمانه اعلام کنید. نام بانک و شعبه، نام شخص، سمت، مبلغ یا نوع تسهیلات، تاریخ تقریبی و نحوه معرفی یا تأیید را در صورت اطلاع ذکر کنید.
از بازرسی درخواست میشود در حدود اختیارات قانونی خود، کارتابلها، مکاتبات، گردش نامهها، دستورهای اداری و سوابق مرتبط با تسهیلات را بررسی کند تا مشخص شود چه کسی دستور داده، چه کسی تأیید کرده و چه کسی در اجرای موضوع نقش داشته است.
اگر تخلف احراز شود، موضوع تمام نمیشود
در صورت احراز، حسب مورد ممکن است رفتار افراد از نظر سوءاستفاده از مقام، نقض مقررات اداری، گزارش خلاف واقع، تضییع حقوق کارکنان، تخلفات مالی، تعارض منافع، اعمال نفوذ، تهدید یا سایر عناوین قانونی بررسی می شود.
ماده و بند دقیق، پس از بررسی رفتار و مدارک توسط مرجع صالح تعیین میشود. در صورت احراز تخلف اداری، حسب شدت و شرایط پرونده، مجازاتهایی مانند تنزل مقام، تغییر محل خدمت، انفصال موقت، اخراج یا انفصال دائم نیز در چارچوب مقررات ممکن است مطرح شود. اگر رفتار واجد عناصر جرم باشد، موضوع میتواند برای رسیدگی قضایی نیز ارجاع شود.
مدیر یا معاون بودن، مصونیت ایجاد نمیکند
اگر مشخص شود مدیری یا معاونی برخلاف مقررات در این اقدامات نقش داشته، مسئولیت او باید مستقل از عنوان و جایگاه سازمانیاش بررسی شود. حتی ادامه تصدی سمت مدیریتی نیز میتواند در صورت احراز تخلف و طبق مقررات، مورد بازبینی قرار گیرد.
نیروهای زیرمجموعه تنها نمیمانند
از کارکنانی که مورد فشار قرار گرفتهاند درخواست میشود سکوت نکنند. هرکس میتواند شخصاً گزارش خود را ارائه کند. از مرجع نظارتی نیز درخواست میشود هویت گزارشدهندگان در حدود قانون محرمانه بماند و در برابر تهدید، فشار، جابهجایی یا اقدامات تلافیجویانه غیرقانونی از کارکنانی که با حسن نیت گزارش دادهاند حمایت شود.
گزارشها را میتوان از مسیرهای رسمی غیرحضوری اعلامشده توسط توانیر یا سازمان بازرسی ارسال کرد و برای شروع رسیدگی لزوماً نیازی به مراجعه حضوری نیست.
اگر تخلفی واقعاً رخ داده، پنهانماندن آن به نفع هیچکس نیست. مدیران و معاونین دخیل را با نام، سمت و سند معرفی کنید تا نقش هر فرد مشخص شود. نه عنوان مدیریتی، نه رابطه سازمانی و نه فشار بر کارکنان نباید مانع بررسی حقیقت شود
انتصاب مدیران جدید در مجموعههای تخصصی وزارت نیرو، بهویژه پژوهشگاه نیرو، طبیعتاً باید با توجه به کارنامه، توان مدیریتی، میزان حل مسئله و آثار واقعی عملکرد آنان در مسئولیتهای قبلی ارزیابی شود؛ نه صرفاً با عناوین مدیریتی و تعارفات معمول هنگام ورود.
در مورد مدیری که طی سالهای گذشته از مجموعههایی همچون سابا، برق حرارتی و ساتبا عبور کرده و عمدتاً در جایگاههای مدیریتی منصوب شده است، پرسش اصلی این است که حاصل این سالها مدیریت برای حل مسائل واقعی صنعت برق چه بوده است؟ آیا میتوان مجموعهای از اصلاحات پایدار، حل مشکلات انباشته، ایجاد سازوکارهای مؤثر و یا دستاوردهای قابل اندازهگیری را به نام ایشان ثبت کرد، یا بخش قابل توجهی از کارنامه، صرفاً در جابهجایی از یک صندلی مدیریتی به صندلی دیگر خلاصه شده است؟
از سوی دیگر، آنچه در برخی مجموعهها محل انتقاد و پرسش جدی بوده، نحوه شکلگیری حلقههای مدیریتی و انتصابی پیرامون چنین مدیرانی است. منتقدان معتقدند در برخی موارد، به جای شایستهسالاری و ارزیابی توانمندی افراد، نزدیکی، همراهی و تعریف و تمجید از مدیر میتواند در برخورداری از فرصتهای مدیریتی نقش پررنگی پیدا کند. اگر چنین برداشتی درست نیست، انتظار میرود سوابق و فرآیند انتصاب افراد نزدیک به مدیران، بهصورت شفاف در معرض ارزیابی قرار گیرد.
برای نمونه، درباره انتصاب برخی افراد نزدیک یا وابسته به مدیران در پستهای مدیریتی، از جمله انتصاب یکی از بستگان سببی ایشان در سطح معاونت مدیرکلی در ساتبا، در حالی که بنا بر برخی روایتها سابقه اولیه ورود وی به سازمان در سطحی کاملاً متفاوت بوده است، این پرسش مطرح میشود که فرآیند احراز صلاحیت، ارتقای شغلی و انتصاب چنین افرادی دقیقاً بر چه مبنایی انجام شده است؟ پاسخ شفاف به این پرسش، بسیار بیشتر از تعریف و تمجیدهای سازمانی میتواند نشاندهنده میزان پایبندی یک مدیر به شایستهسالاری باشد.
اما شاید مهمتر از همه، عملکرد مدیریتی در حوزههایی است که مستقیماً با سرمایهگذاری بخش خصوصی و اعتماد سرمایهگذاران ارتباط دارد.
اگر مسئولیت معاونت برنامهریزی ساتبا، در کنار سایر وظایف، شامل نقشآفرینی در تنظیم بازار و سازوکارهای مرتبط با عرضه برق تجدیدپذیر در بورس انرژی بوده است، طبیعی است که عملکرد این بخش باید با شاخصهای واقعی بازار سنجیده شود. امروز، در شرایطی که کشور با ناترازی شدید برق و نیاز جدی به توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر مواجه است، کاهش قابل توجه قیمت برق تجدیدپذیر در بازار، در صورت صحت آمار و انتساب آن به عملکرد سازوکارهای تنظیم بازار، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
اینجا دیگر بحث ژست مدیریتی، ظاهر متفکرانه یا عناوین متعدد مدیریتی مطرح نیست؛ مسئله، نتیجه است. سرمایهگذاری که با اتکا به سیاستهای اعلامی دولت و سازوکارهای بازار، میلیاردها تومان برای احداث نیروگاه خورشیدی سرمایهگذاری کرده، حق دارد بداند سیاستگذار و تنظیمکننده بازار چه پاسخی برای وضعیت اقتصادی پروژه او دارد.
اگر امروز قیمت برق تجدیدپذیر در بورس به محدودهای بسیار پایینتر از انتظارات اولیه رسیده، باید مشخص شود مسئولیت طراحی، تنظیم و پایش این بازار بر عهده چه کسانی بوده و عملکرد آنان با چه شاخصهایی ارزیابی شده است. نمیتوان در زمان تصمیمگیری و طراحی سازوکارها مسئولیت مدیریتی داشت، اما در زمان آشکار شدن نتایج نامطلوب، صرفاً با تغییر محل خدمت، مسئولیت نتایج را پشت سر گذاشت.
این پرسش درباره سوابق مدیریتی قبلی در برق حرارتی و مجموعههای پیشین نیز قابل طرح است: اگر قرار است مدیران صرفاً با عنوان سمتهای قبلی ارزیابی شوند، پس شاخص سنجش خروجی واقعی مدیریت آنان چیست؟
و در نهایت، نگرانی اصلی درباره پژوهشگاه نیرو همینجاست.
پژوهشگاه نیرو بیش از هر چیز به یک مجموعه تخصصی، علمی و مسئلهمحور نیاز دارد؛ جایی که ارتقای افراد باید تابع دانش، تجربه، خروجی علمی و توان حل مسائل صنعت برق باشد، نه میزان نزدیکی به مدیر یا توانایی در ایجاد فضای تعریف و تمجید پیرامون او.
اینکه از همان ابتدای ورود یک مدیر جدید، برخی افراد با چنان شور و حرارتی از او استقبال کنند که گویی قرار است بر اساس کارنامه گذشتهاش تحولی تاریخی در پژوهشگاه ایجاد شود، خود بهتنهایی قابل تأمل است. شاید بهتر باشد پیش از این خوشامدگوییهای پرشور، ابتدا کارنامه واقعی گذشته بررسی شود و سپس درباره آینده قضاوت کنیم.
نگرانی جدیتر زمانی شکل میگیرد که بخشی از بدنه سازمان، به جای تمرکز بر مأموریت اصلی پژوهشگاه، از همان ابتدا در تلاش باشد جایگاه خود را تثبیت کند، به حلقه نزدیک مدیر جدید وارد شود و از فرصتهای احتمالی آینده سهمی برای خود ایجاد کند.
اگر چنین فضایی در پژوهشگاه شکل بگیرد، نتیجه آن نه تقویت پژوهشگاه، بلکه تضعیف تدریجی سرمایه انسانی و علمی آن خواهد بود؛ زیرا در چنین محیطی، افراد توانمند و مستقل به حاشیه میروند و کسانی که مهارت بیشتری در نزدیک شدن به مدیران دارند، فرصت بیشتری برای رشد پیدا میکنند.
پژوهشگاه نیرو محل آزمون وفاداری افراد به مدیر نیست؛ محل حل مسائل صنعت برق است.
بنابراین، به جای تعریف و تمجیدهای زودهنگام، بهتر است از مدیریت جدید پژوهشگاه چند مطالبه روشن داشته باشیم: شفافیت در انتصابات، شایستهسالاری، ارائه برنامه مشخص، اعلام شاخصهای ارزیابی عملکرد و مهمتر از همه، پاسخگویی درباره نتایج واقعی تصمیمات مدیریتی.
در نهایت، عنوانهای مدیریتی متعدد، بهتنهایی رزومه موفق نمیسازند؛ این خروجی مدیریت است که کارنامه میسازد. اگر مدیری طی سالها در مجموعههای مختلف صنعت برق مسئولیت داشته، باید بتوان آثار تصمیمات و عملکرد او را در بهبود وضعیت آن مجموعهها مشاهده کرد.
و اگر قرار است پژوهشگاه نیرو نیز ادامه همان مسیر باشد، بهتر است از همین امروز مراقب باشیم که پژوهشگاه به جای آنکه محل رشد علم، تخصص و حل مسئله باشد، به محل رشد حلقههای مدیریتی و فرصتطلبیهای سازمانی تبدیل نشود.
این نگرانی، نه درباره یک فرد، بلکه درباره یک فرهنگ مدیریتی است؛ فرهنگی که اگر اصلاح نشود، هزینه آن را در نهایت صنعت برق، سرمایهگذاران و بدنه متخصص وزارت نیرو پرداخت خواهند کرد.
همین تعریف و تمجیدهای الکی هم در همین سایت برق نیوز در زمان معارفه ریاست قبلی پژوهشگاه و قبلتر از آن هم موجود هست، اما در پایان چه فایده!
آنچه که من در دکتر دودابی دیدم شخصیتی فرهیخته، اخلاق مدار، مدیر ، توانند در گفتار و متعهد در کار، بسیار تحلیل گر و حرفه ای، قدرت حل مسئله بسیار بالا و خوشفکر. انشالله این انتصاب به خیریت و سبب پیشرفت برای پژوهشگاه و وزارت نیرو باشد
اگر به عکسهای خبری پژوهشگاه مراجعه کنید کاملا عیان است که همیشه یک تعداد محدود و مشخص دور جناب دکتر عمیدپور حلقه زده یا بهتر است بگوییم ایشان را محاصره کردهاند و جایی برای دیگران نگذاشتهاند.
خدا به داد جناب دکتر دودابینژاد برسد. چون وقتی در یک سازمان، بیاخلاقی رویه شد و تا سطح کارشناسان منابع انسانی سرایت کرد، اصلاح آن به این راحتیها امکانپذیر نیست.
امیدوارم حداقل کمی درس عبرت بگیرند و از تجربیات کسب شده برای آینده شغلی خود استفاده نمایند
این جماعت چاپلوس و مجیزگو، هر روز دکتر را تا دم در ماشین، اسکورت می کردند. کاش یکی از آنها اینجا می نوشت چرا این کار را می کردند؟؟
خداروشکر که دوران ملال آور و تهوع آور عمیدپور بالاخره تمام شد!
خیلی عجیب بود این حد از بی کفایتی، بی انظباطی، سوء مدیریت و بلاتکلیفی حدود ۴ سال بر یک پژوهشگاه بزرگ کشور حاکم بود و آب از آب تکان نخورد.
عمیدپور مرزهای بی اخلاقی در خصوص بزرگان پژوهشگاه نظیر چیت چیان و مرجانمهر و ... جابجا کرد. البته که سیاهی به زغال ماند ...
اصلا ... نداشت مدیریت و درایت و هنر اداره پژوهشگاه که بماند
ایشالا رئیس جدید از فیدبک منفی که راجع به اقدامات عمیدپور وجود داره درس عبرت بگیره و کاری برای پژوهشگاه بکنه
پژوهشگران این مجموعه به خوبی میدانند که کلید تحول پایدار، در اصلاح ساختارهای کلیدی نهفته است. معاونت توسعه و مدیریت منابع انسانی، دفتر ریاست، راهبری مجتمعها، دفتر تبریک و آرزوی موفقیت برای جناب آقای دکتر دودابینژاد
پژوهشگران این مجموعه به خوبی میدانند که کلید تحول پایدار، در اصلاح ساختارهای کلیدی نهفته است. معاونت توسعه و مدیریت منابع انسانی، دفتر ریاست، راهبری مجتمعها، دفتر تجاریسازی و مدیریت مالی، پنج رکنی هستند که هرگونه ناکارآمدی در آنها، حتی بهترین راهبردهای مدیریتی را با چالش جدی مواجه میکند. با اطمینان میتوان گفت توفیق مدیریت جدید، در گرو بازنگری سریع و هوشمندانه در این پنج حوزه است.
اهالی پژوهشگاه به خوبی آگاهاند که در طول سالهای گذشته، تمرکز تصمیمسازی در این پنج نقطه، به تدریج کارکرد راهبردی پژوهشگاه را از «مغز اندیشمند وزارت نیرو» به «بازیگری منفعل» تقلیل داده است. بیگمان در روزهای اخیر، موجهای پیدرپی از تعریفهای بیمبنا و تملقهای ظاهری از سوی همین کانونها متوجه شما شده یا خواهدشد. ازاینرو، انتظار میرود با اولویتدهی به شایستگیهای واقعی، دانش تخصصی و تعهد کاری، و با کنار گذاشتن رویههای کلیشهای «بلهقربانگویی» ظاهری، در نخستین گامهای مدیریتی، اصلاح ساختاری این پنج بخش در دستور کار قرار گیرد. چنین رویکردی، نهتنها زمینهساز تعالی پژوهشگاه خواهد شد، بلکه اعتبار ازدسترفته صنعت آب و برق را نیز بازخواهد گرداند.
امید که با تکیه بر عقلانیت، شجاعت و دانش، مسیری تازه برای شکوفایی این نهاد ارزشمند ترسیم فرمایید. و مدیریت مالی، پنج رکنی هستند که هرگونه ناکارآمدی در آنها، حتی بهترین راهبردهای مدیریتی را با چالش جدی مواجه میکند. با اطمینان میتوان گفت توفیق مدیریت جدید، در گرو بازنگری سریع و هوشمندانه در این پنج حوزه است.
اهالی پژوهشگاه به خوبی آگاهاند که در طول سالهای گذشته، توجه بیجا و اطاعات کورکورانه ریاست به تصميم گیری های منفعت طلبانه در این پنج نقطه، به تدریج کارکرد راهبردی پژوهشگاه را از «مغز اندیشمند وزارت نیرو» به «بازیگری منفعل» تقلیل داده است. بیگمان در روزهای اخیر، موجهای پیدرپی از تعریفهای بیمبنا و تملقهای ظاهری از سوی همین کانونها متوجه شما شده یا خواهدشد. ازاینرو، انتظار میرود با اولویتدهی به شایستگیهای واقعی، دانش تخصصی و تعهد کاری، و با کنار گذاشتن رویههای کلیشهای «بلهقربانگویی» ظاهری، در نخستین گامهای مدیریتی، اصلاح ساختاری این پنج بخش در دستور کار قرار گیرد. چنین رویکردی، نهتنها زمینهساز تعالی پژوهشگاه خواهد شد، بلکه اعتبار ازدسترفته صنعت آب و برق را نیز بازخواهد گرداند.
امید که با تکیه بر عقلانیت، شجاعت و دانش، مسیری تازه برای شکوفایی این نهاد ارزشمند ترسیم فرمایید.
دکتر جان، اول تبریک صمیمی بابت مسئولیت جدید.
اما اجازه دهید صادقانه بگویم که همه کارشناسان اینجا میدانند اصل ماجرا کجاست.
اینجا چند رکن اصلی دارد که شبیه به مافیایی واحد عمل میکند که اگر درست نشوند، هر مدیری هم که بیاید زمینگیر میشود:
رئیس دفتر، راهبر مجتمعها، مدیر مالی و مدیر دفتر تجاریسازی. تبانی و منفتطلبی شخصی این ارکان عامل وضعیت امروز پژوهشگاهه است.
متأسفانه این حضرات سالهاست که پژوهشگاه را از یک مرکز تأثیرگذار به یک نهاد منفعل تبدیل کردهاند. حتماً این روزها کلی تعریف و تمجید بیربط از همین جاها به گوشتان میرسد.
پیشنهاد من این است که در همان قدمهای اول، بهجای دلخوشی به چاپلوسیها، به توانایی و دانش واقعی افراد نگاه کنید و اگر لازم است، به عنوان مدیری قاطع، سرچشمههای ناکارامدی را بخشکانید.
این کار، مسیر پیشرفت پژوهشگاه و صنعت را هموار میکند.
موفق باشید.
خواهشمندم موضوع نحوه تصمیم گیری در دوره قبلی را که همکاران پژوهشگاه در کامنتهای مختلف بدان اشاره کردند، مدنظر داشته باشید. چند نفری یک حلقه سخت قدرت تشکیل داده بودند که در تمامی تصمیمات مرتبط و نامرتبط با حوزه کاری خود اعمال نظر می کردند. از عزل و نصب ها تا مبالغ بهره وری و کارایی و .... حتی در مواردی که ارتباطی با این افراد نداشت، اعمال نفوذ می کردند.
همیشه پشت سر کسی که کار می کند و درست کار می کند حرف می زنند و این از سوزش است.
امثال شما عادت به مغالطه دارند. کسی چیزی نگه میگید همه راضی هستند و کسی چیزی بگه میگید از سر حسادت است. شما مثال بارز لباس پادشاه هستید. منتظرید یکی بگه بگه پادشاه لخته تا بهش برچسب حرامزادگی بزنید
طی این 4 سال معاون و مدیر پژوهشی محض ظاهرسازی یک جلسه هم با گروه ها برگزار نکردند. درعوض مرتب اتهام به پژوهشگران و هیئت علمیها زدند و از ترسشون از پیشرفت بقیه جلوگیری کردند. هر نوع مزایایی که اعضای معاونت پژوهشی و فناوری گرفتند، بایستی ازشون بازپس گرفته بشه بخاطر تضاد منافع
لطفاً سریال قهوه تلخ 2 را با مستند نمودن وقایع چهار سال پیش پژوهشگاه نیرو بسازید تا هم صنعت طنزهای تلخ پیشرفت کند هم امکان برنده شده جایزه اسکار برای شما افزایش یابد. مطمئن باشید تراز تملق و چاپلوسی این چهار سال بسیار بالاتر از سریال قبل است.
امیدوارم روزگار سیاه سیطره چاپلوسان و متملقین بیخرد و منفعتطلب بر فرهیختگان شریف پایان یابد.
آنانی که از آقای عمیدپور را برای مسئولیت پژوهشگاه نیرو پیشنهاد داده بودند، بر نقاط ضعف ایشان واقف بودند اما امیدوار بودند ایشان با استفاده از توانمندی جمعی از همکاران بتوانند نقاط ضعف شخصی و شخصیتی خود را پوشش دهند.
متاسفانه ایشان نه تنها از توانمندی سایر برای برطرف کردن نقاط ضعف بهرهمند نشدند بلکه نقاط ضعف خود را نقاط قوت تلقی کرده بر تداوم آنها اصرار ورزیدند.
ای بسا تعجب و تاسف
به یاد ندارم که هیچ رئیسی با این میزان تنفر از ریاست پژوهشگاه عزل شده باشد یا دوره مسئولیتش تمام شده باشد.
کامنتها را ببینید.
همان ها که قبلا مجیزگویی می کردند امروز منتقد ایشان شده اند و نه منتقد که به ایشان و روش و منش ایشان فحاشی می کنند و از ایشان تبرئه جویی می کنند
ای کاش اعتبار علمی ایشان بواسطه بی عرضگی مدیریتی این گونه به یغما نمی رفت.
و نیز پژوهشگاهی که بواسطه سوء مدیریت ایشان در حال احتضار و اغما است.
پژوهشگاهی که ذلیل شده است.
چرا وزارت نیرو تا این مرحله مماشات کرد که هم آبروی آقای دکتر عمیدپور لگدمال و لجن مال شد و هم پژوهشگاهی که روزگاری همگان با دست آن را نشان می دادند امروز بی برنامه بی هدف بی خروجی صرفا چاه ویل هزینه و نا امیدی شده است.
مگر ما مدیر نداریم خردمند، خانم.... خیلی از او سر هستند!
خواجه وند دست بردار !!
یعنی بچه های البرز آنقدر بدبخت شدند!!
توحيد حیا کن البرز را رها کن...
انتصاب شایسته جنابعالی انشالله منشأ اثر مثبت و شکوفایی پژوهشگاه باشد.
ما به توانمندی، خوش فکری، سلامت نفس و اخلاق مدار بودن شما باور داریم. شما هم دغدغه دلسوزان پژوهشگاه را در بیان ناکارآمدی و رفتار مافیایی، بیمارگونه و مخرب بسیاری از مدیرانی که در پیامهای مختلف از آنها نام برده شده است، باور بفرمائید.
اکنون و پس از ۴ سال ریاست دکتر عمیدپور، اخلاق سازمانی در بدترین و پایین ترین سطح خود از زمان تاسیس پژوهشگاه قرار دارد.
ما یقینا از صمیم قلب به شما و نفراتی که به درستی و شایستگی جایگزین مدیران ناتوان کنونی شوند، کمک خواهیم کرد.
پژوهشگاه خانه اول ماست. آبادانی این خانه برای ما اولویت است.
کمتر سازمانی پیدا میکنید که اندازه همکاران پژوهشگاه، دلبسته و عاشق محل کار خود باشند. این موهبت بزرگی است و بهرهمندی از آن درایتی میطلبد که شما واجد آن هستید.
با آرزوی توفیق و سرافرازی برای جنابعالی و پژوهشگاه نیرو
***
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
***
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
***
باد خزانِ نکبتِ ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
***
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
***
ای تیغتان چو نیزه برای ستم، دراز
این تیزی سِنان شما نیز بگذرد
***
چون داد عادلان به جهاندر بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
***
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
***
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گَردِ سُم خران شما نیز بگذرد
***
بادی که در زمانه بسی شمعها بِکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
***
زین کاروانسرایْ بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
***
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
***
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
***
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آنِ شما نیز بگذرد
***
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
***
در باغ، دولتِ دگران بود مدتی
این گل ز گُلسِتان شما نیز بگذرد
***
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
***
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگطبع
این گرگیِ شبان شما نیز بگذرد
***
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
***
ای دوستان خوهم [که] به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
***
امیدوارم به زودی دوران اعوان و انصار چابلوس ایشان هم تمام شود...
🔺شتر در جواب میگوید همه اینها را که گفتی حلال میکنم اما یک بار با من کاری کردی که آن را هرگز نمیتوانم حلال کنم و تو را ببخشم. ساربان پرسید آن چه کاری بود؟
شتر جواب داد یک بار افسار مرا به دُم یک خر بستی. من اگر تو را بخاطر همه آزار و اذیتها ببخشم، بخاطر این تحقیر هرگز تو را نخواهم بخشید.
◀️ضربالمثل “افسار شتر بر دم خر بستن” اشاره به سپردن عنان کار به افراد نالایق دارد و اینکه افرادی نالایق بدون داشتن تخصص و شایستگی لازم، متصدی پست و مقامی شوند. وجود این افراد در راس امور باعث وارد شدن خسارات زیادی چه از بعد مادی و چه از بعد روانی میشود مانند فرار استعدادها، دلسرد شدن افراد شایسته، کاهش تعهد سازمانی و... .
جالب شد ..بیشتر بگین بخندیم
افرادی که سالها با انگیزه برای گرفتن مدرک تحصیلی دکتری از دانشگاههای مطرح جان کندند امروز تبدیل به کارمند فسیل شدهاند که صبح بی هیچ برنامهای میآیند و آخر وقت فرسوده و ناامید و خسته بدون هیچ خروجی مشخصی از مجموعه خارج میشوند
بعد از چندین سال حضور در این مجموعه حتی یک فعالیت یا پروژه مفید برای قید در رزومه انجام نمی دهند.
در گوشهای منزوی شدهاند بدون ارتباط با صنعت یا حتی دانشگاه
نه دانشجویی برای آموزش در اختیار دارند و نه پروژه و موضوعی برای پژوهش
کارمند شده ایم
حیف از جوانی و انگیزه و پتانسیل ما که به دلیل بیکفایتی عمیدپور و دوستانش به لجن تبدیل شده است.
.....
زندگی و جوانی ما سوخت در بی لیاقتی و بی مسئولیتی و بی عرضگی ایشان
وقتی خودتان دلیل را می دانید و اینطوری بیان می کنید پس بادقصد و قرض است. پژوهشگاه ۱۰۰۰ نیرو دارد و انگشت شمار اینجا نقد می کنند که این هم طبیعی است و در هر جایی دیده می شود. پس خیلی مهم نیست و خودتان را خسته نکنید. فقط خودتان می خوانید و لذت می برید و برای کسی مهم نیست
انتقاد اگر اصولی و بدون قصد و نیت بد باشد خوب است.
اینکه پروهش کم شده، انگیزه در کارکنان کل کشور کم شده ، وضع معیشت مردم خوب نیست و کسی انگیزه نداره ، حال دلمرده خوب نیست،
دلار گرون شده
خانه گران شده
مختص پزوهشگاه و مقصر رئیس پزوهشگاه نیست.
حرف اگر سنجیده باشد و درست باشد باعث اصلاح می شود.
اینکه گفته میشه "انگشت شمار" نقد می کنند و "طبیعیه" و "مهم نیست" مشخصه چقدر سطح انتقادپذیری بالاست. بازی با کلمات و فرافکنی و متهم کردن قربانی و حواله دادن به اوضاع کشور و از این حرفها، از خصوصیات بارز آقای رییس سابق و اطرافیان مجیزگو و فرصت طلبش بود
همیشه برام جای سوال بود که همکاران محترم پژوهشگاه از کی به کی شکایت میبرن؟!!!
قاضی که خودِ متهم ردیف اول بود!!!
دکتر عمیدپور یعنی اعتبار این را فراموش نکنید. حالا بقیه اش هیچ
راستی پژوهشگاه کی صاحب هزاران کارمند شده که ما نفهمیدیم؟!!!
در پایان، زهرا خانم فرهیخته در پیام شما *کشی هم به خود نمیگرید*!!!! یعنی چی؟
لطفا یکبار قبل ارسال پیام، یک لیوان آب خنک بنوشید و با آرامش غلطهای املایی خود را اصلاح کنید و سپس پیام خود را ارسال فرمایید. 😀 😃 😅
یک فرد بی ظرفیت تصور می کرد چون به مدد دانشجویان و با استفاده از تصاحب ایدههای ایشان در مقالات و پایان نامه های دانشگاهی توانسته است جایگاه دانشی و علمی قابل استناد داشته باشد، پس در حوزه مدیریت نیز قابل استناد است.
اشتباهترین رویکردها مدیریتی و اداری، اشتباه ترین انتخاب اعضاء تیم مدیریتی، اشتباه ترین روابط اجتماعی و اداری را برای اداره پژوهشگاه نیرو انتخاب کرد
و نتیجه این شد که منفور عزل شد
در حالی که تمام تلاشش را برای تمدید حکم انجام داد
اما آن نماینده مجلس شورا که به جهت روابط شخصی بدون ارزیابی خروجیها در این چندین سال حمایتی تام و تمام از ایشان داشت، میزان تنفر تجمیع شده از ایشان را در کامنت ها مطالعه کنند و به حمایتهای خودشان از افراد مشابه ادامه دهند.
چرا پژوهشگران قوی و دلسوزان را با انواع اتهامات و زیرآب زنی ها و پرونده سازی ها به حاشیه بردند.
جز ارجاع نامه در اتوماسیون جهت اطلاع، چیکار کردند؟
اینهمه تقدیر از خودشون به چه علت بود؟
اما در این میان انتصاب فردی برای ریاست پژوهشکده تولید که صرفا مبارزه با فساد را مستمسکی برای منافع ...خود کرده بود آزار دهنده تر از همه بود.
چهار سال ارزش افزوده ایشان برای پژوهشگاه شمارش دستمال کاغذی ها و خودکار های استفاده شده همکاران با رویکرد مبارزه و مفاسد موجود در قراردادهای توربوتک بود.
چرا در چهار سال گذشته هیچ ایده جدیدی مطرح نشد
چرا هیچ پروژه جدیدی شروع نشد
چرا آقای پرفسور عمیدپور صرفا در روزهای آخر و پس از تذکر وزارت نیرو و در خطر دیدن منصب خودشان این واقعیتها عیان را مشاهده کردند
چرا بیش از چهار سال به منفعت طلبی این فرد با ظاهر و ادعای مبارزه با فساد اجازه جولان دادند.
کدام فساد اثبات شد؟
کدام قرارداد مخدوش بود؟
کدام پرداخت خارج از روابط و ضوابط اداری بود؟
چرا بعد از چهار رئیس پژوهشکده تولید به دلیل تهمت و ادعاهای بدون استنادش در کمیته تخلفات اخراج نمیشود؟
که آبروی دیگران بازیچه منفعت، بیمسئولیتی ایشان شده است؟...
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ
دوران دائمالآویزانچیها، خرابچیها، محتاجالریاستینها، بداخلاقیها، شمسهای همیشه در کسوف و ریاییها تمام شد هرچند خسارتهای کلان ظلم اینان به آموزش، پژوهش و فناوری صنعت برق، به این زودیها تمام نخواهد شد.
...
به این امید که مجموعه مدیریتی جدید، در بستن افسار شتر به هر دمی تجدید نظر کند.
هر کدام از همکاران محترم پژوهشگاه که این پیام را بخوانند متوجه منظور نگارنده محترم پیام خواهند شد.
خلاقیت در نگارش این پیام و تغییر اسامی ستودنیست.
ریایی ها
محتاج الریاستین
آویزان چی ها
بد اخلاقی ها
ناستودنی ها رو یادت رفت
مدیرانی که ارزش افزودهای به پژوهشگاه اضافه نکردند.
حال سؤالات اساسی بدنه پژوهشگاه از ریاست جدید:
- چگونه قرار است حلقه محدود مجیزگوی ناتوان و فرصت طلب اطراف رییس شکسته شوند؟
- اگر رییس دفتر و همه معاونتها و .... عوض شوند، آیا مدیران جدید قادر به ایجاد تحولند یا روزمرگی با افراد جدید ادامه خواهد یافت؟ آیا نیروهای جدید بستهتر و باندی تر از سلف خود نخواهند شد؟
- عده ای چشم و گوش رییس جدید نمی شوند و با به خطر افتادن موقعیت ، مصالح پژوهشگاه و پژوهشگیان را با ترفندهای استعفای دسته جمعی و ... قربانی منافع فردی خود نمی کنند؟؟
- وامها و امتیازات و تشویقها و تقدیرنامه ها به عده ای خاص نخواهد رسید؟؟
انتظار بدنه پژوهشگاه از سرپرست جدید، تغییر ریشهای ریلگذاریهاست، نه فقط تعویض نامها. مساله اصلی آینده پژوهشگاه است.
یادته کارتابل و قرار جلسات رو کامل سپردی به خانمی تا حرفی رو نبینی و نشنوی؟
یادته تا یکیو میدیدی دست و پرشو میکشیدی که مثلا صمیمی هستی و با چشمک به یکی از نوچه هات سفارششو میکردی؟ فکر میکردی کسی نمیفهمه منظورت چیه؟
یادته وقتی میدیدی مدیرانت زیرآب بهترین افراد رو میزنن سکوت و تبعیت میکردی؟
یادته جلوی ارتقا و تبدیل وضعیت هیئت علمی و پژوهشگران رو بخاطر زیرآب زنی گرفتی؟
میدونی اضافه کار بدون حضور و پاداش و تقدیرنامه و ...سهم چه کسانی شد؟
و ....
می دانید چرا؟
چون کجای دنیا تا کسی منصوب میشود بالافاصله به همهی دانشجوهای سابق خودش پستهای مدیریتی ارشد میدهد؟ این بود رعایت عدالت و فسادستیزی و... که در حکم انتصاب شما مورد تاکید وزیر وقت نیرو بود؟!!!
جهل و جفا رفت و نوبت امید آمد
آن دیوِ زشت که شبش پرعذاب باد
جورش زما کم شد و دور جدید آمد
لطفاً مدیر منابع انسانی آقای آبادچی و کادر های ...کار او را که یک گروه ....تشکیل داده و در این مدت هرچی ...بازی میشد انجام دادند. امثال افرادب که مدام در حال تحقیق بودن را به دلایل مختلف جذب نکردند در مقابل هرچی ..... خلاصه پژوهشگاه نیرو که باید مرکز تحقیقات برق باشد تبدیل به یک اداره بی معنا و مفهوم شد
مورد داشتیم که اول جلسه ایشون از شخصی تعریف کرده و حدود بیست دقیقه بعد با خاک یکسانش کرده یا بالعكس.
این ایراد دوم به مراتب بدتر از ایراد اولشون بود.
من فکر میکردم علیرغم این حجم از نقد، در نظرات غیر قابل انتشار چطور از خجالت ایشان درآمدهاند که برق نیوز مجبور به عدم انتشار آنها شده است.
چقدر عملکرد و خاطرات مثبت و دوست داشتنیای از ایشان به یادگار مانده است😄
خیلی وقت بود راجع به پژوهشگاه خبر کار نکرده بودین
الان فرصتی شد همکاران صحبت کنند و ان شاالله حرفشان شنیده شود
پس کی این آقای به اصطلاح دکتر اعتمادی از برق حرارتی برکنار میشن. باند ...متاسفانه برق حرارتی رو به جولانی برای تاخت و تاز تبدیل کردن که تبعات آن تا سالها بر پیشانی وزارتخانه خواهد ماند. سرطان فساد این آقایون در کلیه شرکتهای برق حرارتی متاستاز داده و اگه دیر بشه به مرگ برق حرارتی منجر خواهد شد. ...
افرادی که پژوهشگاه را با هزاران نفر!! پرسنل معرفی میکنند و انتقادات را محصول فکر چند نفر میدانند، بیشتر دنبال آرام کردن وجدان خودشون هستند.
برکناری، برکناری است. عملکرد خوب و قابل دفاع، شواهد بیرونی و قابل مشاهده دارد نه کنکاش با ذره بین و میکروسکوپ در بین انبار ناکارآمدی و باندبازی و مجیزگویی.
کسی که از این وضعیت چشم بسته دفاع میکند، قصدش فهمیدن نیست. پس تلاش برای تغییر نظر آنها هم بی فایده است.
مجددا از شما تشکر می کنم.
شاید تعطیلی بسیاری از پروژههای توسعه در برق حرارتی و قیمت پایین برق در تابلوهای آزاد و سبز در ساتبا نتیجه عملکرد اوست.
تیم آقای ریسی و جنابادی و بامری نژاد رو جمع کنید که توزیع سیستان و بلوچستان رو نابود کردند خواهش میکنم اجازه تغییر رو بدید به آقای اله داد
کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی - دانشگاه تهران
دکترا اقتصاد نفت و گاز - دانشگاه علامه طباطبائی
توی این چهار سال چه خبر بوده توی پژوهشگاه نیرو که انقدر همه ناراحتن؟!!!
آقای عمیدپور چه کردین شما و تیمتون؟!!!
عمیدپور رفت و به واسطه بی برنامگی که داشت امور پژوهش و فناوری به حاشیه رفت و امور اداری و آموزشی پررنگتر شد.
عمیدپور رفت و شایستهسالاری قربانی همراهی و همسویی شد.
عمیدپور رفت و همان مدیرانی که دیروز برای حفظ جایگاهشان در مدح او از هم سبقت میگرفتند، امروز چنان رفتار میکنند که انگار نه انگار سالها در همان حلقه بودهاند؛ حالا هم ظاهراً قطبنمای وفاداریشان به سمت اتاق رئیس جدید چرخیده است.
عمیدپور رفت و ناکارآمدی بخشی از معاونتها و رؤسای پژوهشکدهها همچنان باقی است.
عمیدپور رفت؛ چهار سال مدیریت ماند و کارنامهای که در آن، حاشیهها و دستاوردسازی پررنگتر از تحول واقعی پژوهشگاه بود.
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خوش بر آن نغمه که مردم بسپارند به گوش
باشد که حلقه اطرافیان ناکارآمد و بی تجربه ایشان، درس عبرت بگیرند
امیدوارم در هیچ سمتی دیگه نبینم این افراد و واقعا نام آینده کارشناس پژوهشگاه هم برای این افراد زیاده
در کنار نامهایی که این روزها از آنها یاد شد؛ تخریبچیها، محتاجان ریاست، ریاکاران، ناستودنیها و...
نام عدهای دیگر نیز فراموش شده است؛ کسانی که هیچگاه اخلاق و انصاف، معیار رفتارشان نبود.
و شاید عمیدپور بزرگترین اشتباه خود را آنجا مرتکب شد که اعتبار و آبروی خودش را به دست چنین افرادی سپرد.
....
پژوهشکده تولید نیز از حضور و عملکرد چنین افرادی بسیار متضرر شد.
کسی که با شعارهای «اخلاق»، «مبارزه با فساد» و «اصلاح میراث مدیران قبلی» آمده است، اگر در عمل همان رفتارهایی را تکرار کند که خود به خاطر آنها دیگران را نقد میکرد، چه تفاوتی با گذشته باقی میماند؟
اگر مدیران قبلی بد بودند، قرار نبود راه اصلاح، حذف افراد ارزشمند، کنار زدن نیروهای توانمند و تضعیف تدریجی یک پژوهشکده باشد.
و اگر اخلاق واقعاً مهم بود، چرا حفظ صندلی باید بر اخلاق، شایستگی و کرامت انسانها مقدم میشد؟
این همه شعار برای چه بود؟
پژوهشکده را نمیتوان با شعار اداره کرد.
با حذف آدمها نمیتوان اعتبار ساخت.
با تخریب مدیران قبلی نمیتوان خود را اصلاحطلب نشان داد.
و با اطاعت و وابستگی نمیتوان برای همیشه صندلی را حفظ کرد.
حقیقت ساده است:
اگر قبلیها بد بودند، تکرار همان رفتارها تو را بهتر نمیکند؛ فقط ثابت میکند که مشکل، اسمها نبودند؛ مشکل، همان روش بود.
و شاید جالبترین بخش ماجرا این باشد که عمیدپور میخواست در دقایق نود، این پژوهشکده را به زعم خود «پاکسازی» کند
اما قسمت این بود که پاکسازی پژوهشکده با دستان آلوده کسانی که خود بخشی از این نابسامانی بودند، رقم نخورد.
گاهی تاریخ، خودش در آخرین لحظه ورق را برمیگرداند.
و امروز شاید مهمترین پیام همین باشد:
پژوهشکده تولید بیش از هر چیز به اخلاق، شایستهسالاری، استقلال و احترام به سرمایه انسانی نیاز دارد؛ نه به قدرتنمایی، حذف، تخریب و حفظ صندلی به هر قیمت.
و شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، وقت آن رسیده باشد که بعضیها بفهمند:
صندلی ماندنی نیست؛
قدرت ماندنی نیست؛
عنوان ماندنی نیست؛
اما اثری که با رفتارمان بر انسانها و بر یک مجموعه میگذاریم، میماند.
و تاریخ، دیر یا زود، درباره همه قضاوت خواهد کرد.
....
پژوهشکده تولید افرادی دارد که دوباره آن را شکوفا خواهند کرد، افرادی که برای ماندن، شرافتشان را معامله نخواهند کرد.
صندلی، عنوان و قدرت ماندنی نیستند
کسی نمیدونه تعاونی اعتبار چه مزیت یا مزیت های داره که تیم وابسته اطراف عمیدپور دوره افتادن تو پژوهشگاه دارن رای جمع میکنند، مگه نمیگفتند تعاونی فقط دردسر داره!!!!!
رای ما فرد جدید بدون هیچ وابستگی به تیم متوهم دو درصدی
یا علی











از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «برق نیوز» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.