چگونگی همکاری ایران و چین در انرژیهای پاک

به گزارش برق نیوز، گذار جهانی انرژی، مفهوم قدرت در بازار انرژی را دستخوش تغییر کرده است. اگر در گذشته دسترسی به منابع نفت و گاز مهمترین مزیت راهبردی کشورها محسوب میشد، امروز توانایی حضور در شبکههای فناوری، زنجیره ارزش تجهیزات، نظامهای تأمین مالی و سازوکارهای حکمرانی انرژیهای پاک به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت تبدیل شده است.
از همین رو، همکاری ایران با چین در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر را نباید صرفاً از دریچه احداث چند نیروگاه یا جذب سرمایه ارزیابی کرد بلکه این همکاری میتواند جایگاه ایران را در معماری نوظهور انرژی آسیا تعریف کند
در همین چارچوب، عضویت جمهوری اسلامی ایران در ابتکار همکاری انرژی کمربند و جاده (BREP) و امضای تفاهم نامه میان وزارت نیروی ایران و اداره ملی انرژی چین در سال ۲۰۲۴، تنها یک توافق اجرایی نیست بلکه دریچهای برای اتصال ایران به شبکهای از همکاریهای فناورانه، پژوهشی و مالی است که چین طی سالهای اخیر در حال توسعه آن است. این ابتکار، همکاری را صرفاً به اجرای پروژه محدود نمیکند، بلکه انتقال فناوری، آموزش نیروی انسانی، توسعه شبکههای هوشمند، ذخیرهسازی انرژی و پژوهشهای مشترک را نیز در بر میگیرد.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که به راهبرد چین در غرب آسیا نگاه کنیم. پکن طی یک دهه گذشته همکاریهای خود در حوزه انرژیهای پاک را از سطح فروش تجهیزات فراتر برده و به سمت ایجاد مشارکتهای بلند مدت با کشورهای منطقه حرکت کرده است.
در عربستان سعودی، شرکتهای چینی در توسعه نیروگاههای خورشیدی بزرگ مقیاس و زنجیره تولید تجهیزات انرژی پاک مشارکت دارند از طرفی در امارات متحده عربی، علاوه بر سرمایهگذاری در پروژههای خورشیدی، در توسعه فناوری و زیرساختهای شبکه برق نیز حضور یافتهاند و در مصر نیز در کنار اجرای پروژههای انرژی تجدیدپذیر، همکاریهای صنعتی و فناورانه را دنبال میکنند.
به نظر میرسد آنچه امروز چین در غرب آسیا دنبال میکند، صرفاً صادرات فناوری انرژیهای تجدیدپذیر نیست بلکه ایجاد نوعی وابستگی متقابل فناورانه است. شرکتهای چینی همزمان در تأمین مالی، انتقال فناوری، توسعه شبکه برق، آموزش نیروی انسانی و تدوین استانداردهای فنی حضور پیدا میکنند و از این طریق، همکاریهای انرژی را به روابطی بلندمدت و نهادی تبدیل میکنند. به همین دلیل، رقابت آینده در منطقه صرفاً بر سر ساخت نیروگاههای خورشیدی نخواهد بود، بلکه بر سر عضویت در شبکههایی خواهد بود که جریان فناوری، سرمایه و دانش را هدایت میکنند.
از این منظر، مسئله اصلی ایران کمبود فرصت همکاری با چین نیست، بلکه نحوه تعریف این همکاری است. اگر این روابط صرفاً به خرید تجهیزات یا اجرای چند پروژه نیروگاهی محدود بماند، بخش قابل توجهی از ظرفیت تفاهمنامه ایران و چین و سازوکار BREP مغفول خواهد ماند. در مقابل، اگر سیاستگذاری کشور بر انتقال فناوری، پژوهش و توسعه مشترک، مشارکت شرکتهای دانشبنیان، تربیت نیروی انسانی و حضور فعال در شبکههای تخصصی این ابتکار متمرکز شود، همکاری با چین میتواند از یک رابطه صرفاً تجاری به یک مشارکت راهبردی در حوزه فناوریهای انرژی پاک ارتقا یابد. واقعیت آن است که آینده رقابت در بازار انرژی، بیش از آنکه بر سر مالکیت منابع باشد، بر سر دسترسی به فناوری، دانش و شبکههای همکاری شکل خواهد گرفت. از این رو، بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیت تفاهمنامه موجود، نه تنها به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در کشور کمک میکند، بلکه میتواند جایگاه ایران را در نظم نوظهور انرژی غرب آسیا نیز تقویت کند.



از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «برق نیوز» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.