آذربایجان مسیر تازه تجدیدپذیرها به اروپا

به گزارش برق نیوز، آذربایجان بخش مهمی از جایگاه امروز خود در بازار انرژی را مدیون دو مسیر است؛ باکو–تفلیس–جیحان که نفت خزر را به مدیترانه رساند و خط لوله گاز طبیعی ترانس آناتولی (TANAP) که راه گاز این کشور را به ترکیه و اروپا باز کرد. حالا، چند دهه بعد، باکو و آنکارا نام همین دو خط لوله را برای توضیح اهمیت پروژهای به میان آوردهاند که نه نفت جابهجا میکند و نه گاز.
آذربایجان، گرجستان، ترکیه و بلغارستان مشغول بررسی کریدوری هستند که قرار است برق سبز را از قفقاز به اروپا برساند. کار هنوز به مرحله اجرا نرسیده، اما مطالعه امکانسنجی، چارچوب حقوقی و تشکیل یک شرکت مشترک میان چهار کشور در دستور کار است و وزرای انرژی آذربایجان و ترکیه معتقدند چنین پروژههایی میتوانند اهمیتی همسنگ پروژههای انتقال نفت و گاز کنند.
انتخاب این دو نام بیدلیل نیست. آذربایجان پیشتر آموخته بود که داشتن منابع انرژی یک مزیت است و رساندن آن به بازار، مزیتی دیگر. نفت و گاز خزر زمانی توانستند در روابط این کشور با ترکیه و اروپا وزن بیشتری پیدا کنند که برای انتقالشان مسیر ساخته شد. امروز که باکو به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر روی آورده، همان بخش دوم را هم از ابتدا جدی گرفته است.
در اتصال نخجوان به ترکیه فعلاً صحبت از انتقال یک گیگاوات برق است، در حالی که وزارت انرژی آذربایجان از امکان انتقال برق آسیای مرکزی از همین مسیر به ترکیه نیز سخن گفته است.
آن سوی خزر، آذربایجان با قزاقستان و ازبکستان یک کریدور انرژی سبز را دنبال میکند و در غرب نیز، علاوه بر مسیر زمینی ترکیه و بلغارستان، کابل زیردریایی دریای سیاه قرار است آذربایجان و گرجستان را با ظرفیتی تا ۴۰۰۰ مگاوات به رومانی و مجارستان متصل کند. همه این طرحها در یک مرحله نیستند و بخشی از آنها هنوز به مطالعه و مذاکره محدود میشوند، اما جهت کار تقریباً روشن است؛ همزمان با افزایش تولید برق تجدیدپذیر، راههای رساندن آن به بازارهای دورتر نیز در حال بررسی است.
حضور قزاقستان و ازبکستان در این برنامه، موضوع را از صادرات برق آذربایجان فراتر میبرد. اگر روزی برق تجدیدپذیر آسیای مرکزی از خزر عبور کند و از مسیر آذربایجان به ترکیه و اروپا برسد، بخشی از اهمیتی که باکو به دست میآورد دیگر وابسته به میزان تولید خودش نخواهد بود.
آذربایجان سالهاست چنین نقشی را در انرژی میشناسد؛ بخشی از نفت و گاز خزر از مسیری عبور کرده که این کشور یکی از حلقههای اصلی آن بوده است. این بار فقط حامل انرژی عوض شده و برق تجدیدپذیر به تدریج وارد جغرافیایی میشود که پیش از این با نفت و گاز شناخته میشد.
البته ساختن چنین بازاری برای برق آسان نیست. شبکههای چند کشور باید ظرفیت لازم را داشته باشند، اتصالهای مرزی تقویت شود و درباره مسائل فنی و تجاری توافق صورت بگیرد. همین است که در مذاکرات چهار کشور، در کنار مطالعه مسیر، صحبت از چارچوب حقوقی و تشکیل شرکت مشترک هم هست. بخشی از آینده تجدیدپذیرها به همین تصمیمهایی وابسته است که بیرون از نیروگاه گرفته میشوند؛ اینکه برق از کدام شبکه عبور کند، از کدام مرز بگذرد و در نهایت به چه بازاری برسد.
در چنین شرایطی، رقابت بر سر تجدیدپذیرها هم دیگر فقط مسابقه افزایش ظرفیت نیست. دو کشور ممکن است هر دو آفتاب و باد مناسب و برنامههای بزرگ ساخت نیروگاه داشته باشند، اما موقعیت یکسانی در بازار برق منطقه پیدا نکنند.
شبکه انتقال، ارتباط با همسایگان و توافقهایی که امکان خرید و فروش برق را فراهم میکنند، به همان ظرفیت تولید امکان حضور در بازاری بزرگتر میدهند. آذربایجان ظاهراً میخواهد این بخش از کار را به زمانی موکول نکند که نیروگاهها ساخته شدهاند و برق آماده فروش است.
از همین جا میتوان فهمید چرا دو وزیر برای حرفزدن از برق سراغ خط لوله گاز طبیعی قبلی رفتهاند. آنها از پایان نفت و گاز صحبت نمیکنند و برنامههای جدید نیز قرار نیست جای خطوط لوله موجود را بگیرند.
مسئله بیشتر به حفظ جایگاه برمیگردد. آذربایجان و ترکیه طی چند دهه در مسیر انتقال انرژی خزر به غرب برای خود موقعیتی ساختهاند و حالا که برق تجدیدپذیر آرامآرام سهم بیشتری در مناسبات انرژی پیدا میکند، میخواهند در مسیر انتقال آن هم حضور داشته باشند. در کنار لولههایی که نفت و گاز را به غرب میبرند، خطوطی برای انتقال برق سبز در حال طراحی است.
برای ایران، این نقشه از آن جهت خواندنیتر میشود که درست در شمال کشور در حال شکلگیری است. ایران هم توسعه تجدیدپذیرها را با سرعت بیشتری دنبال میکند و طبیعی است که بخش اصلی ظرفیتهای جدید برای پاسخ به نیاز شبکه داخلی ساخته شوند. اما نیروگاهی که امروز وارد مدار میشود، برای یک یا دو سال ساخته نشده است.
این نیروگاهها در دهههای آینده نیز برق تولید خواهند کرد؛ زمانی که ممکن است شبکه تجارت برق در قفقاز، آسیای مرکزی، ترکیه و دیگر کشورهای پیرامون ایران بسیار گستردهتر از امروز باشد.
ایران از نظر جغرافیایی به چند بازار متفاوت برق دسترسی دارد و همین موقعیت، امکان دیگری را در کنار مصرف داخلی پیش روی توسعه تجدیدپذیرها میگذارد. تحقق آن البته با داشتن آفتاب و باد یا حتی ساخت چند هزار مگاوات نیروگاه تضمین نمیشود. همانطور که در طرح آذربایجان دیده میشود، نیروگاه، شبکه و بازار باید در کنار هم دیده شوند.
بخشی از تصمیمی که امروز درباره محل توسعه ظرفیتهای جدید، خطوط انتقال و اتصال با همسایگان گرفته میشود، میتواند تعیین کند برق تجدیدپذیر ایران در سالهای آینده تا کجا امکان حضور در بازار منطقه را داشته باشد.
آذربایجان هنوز بسیاری از نیروگاههایی را که برای آینده در نظر گرفته نساخته و مسیرهای مورد بحث نیز هنوز به یک شبکه آماده صادرات تبدیل نشدهاند. با این حال، مذاکره درباره بازار برق آینده از همین امروز آغاز شده است.
شاید همین نکته بیش از عدد یک گیگاوات نخجوان یا چهار هزار مگاوات دریای سیاه ارزش توجه داشته باشد: آذر بایجان تنها برای ساخت برق تجدیدپذیر برنامه نمیریزد؛ از حالا به این فکر میکند که این برق را به کجا خواهد فروخت و از چه راهی به آنجا خواهد رساند. برای کشوری که در آستانه توسعه گسترده تجدیدپذیرهاست، این پرسش را نمیتوان تا روزی که نیروگاهها ساخته شدند به تعویق انداخت.



از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «برق نیوز» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.