اصلاح نهادی و پاداش صرفهجویی، راهبرد سازمان انرژی برای حل ناترازی

به گزارش برق نیوز، عصر دیروز اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی در نشست با جمعی از نخبگان، با اشاره به موضوع جلسه تصریح کرد: مسئله مورد بحث، یعنی ناترازی انرژی، مسئلهای پیچیده و ریشهدار است که سابقهای هفتدههای دارد و طبیعتاً انتظار حل فوری آن را نداریم. بررسیهای انجامشده نشان میدهد در موضوع ناترازی، تمرکز سیاستی ما در سازمان باید بیشتر بر سمت مصرف قرار گیرد و کمتر به پیوندهای آن با بخش تولید توجه کنیم. افزایش تولید لزوماً پاسخ مستقیم به ناترازی نیست، بلکه بیشتر در چارچوب سیاستهای رشد معنا پیدا میکند. توسعه ظرفیتهای تولیدی، از جمله ایجاد پالایشگاههای جدید، زمانی توجیه دارد که در خدمت رشد و صادرات باشد، نه صرفاً برای جبران ناترازی.
وی درباره توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیز گفت: استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر زمانی سیاستی صحیح است که به کاهش واقعی مصرف سوختهای فسیلی منجر شود. اگر توسعه این بخش بهگونهای باشد که همچنان مصرف گازوئیل و سایر سوختها ادامه یابد، هدف اصلی محقق نخواهد شد. تجدیدپذیرها زمانی کارآمد هستند که یا جایگزین مصرف سوختهای فسیلی شوند یا امکان بهرهبرداری اقتصادی بهتر از منابع انرژی را فراهم کنند؛ به این معنا که با رشد نیروگاههای خورشیدی، گازوئیل را در زنجیره ارزش تولید محصولات باارزشتر آورده یا آن را صادر و صرف توسعه کشور کنیم.
معاون رئیسجمهور یکی از ریشههای اصلی مشکلات را «بههمریختگی نهادی» دانست و گفت: ساختارهای نهادی کشور در برخی حوزهها با تعارض منافع و نبود شفافیت مواجه است. در مواردی دستگاههایی وجود دارند که همزمان نقش تولیدکننده و مصرفکننده را بر عهده دارند و طبیعی است که در چنین شرایطی انگیزهای برای کاهش مصرف شکل نمیگیرد. سیاستهایی که بدون توجه به بهرهوری اتخاذ شدهاند، از جمله در حوزه آب و کشاورزی، موجب شده منابع با کارایی پایین مورد استفاده قرار گیرند. اصلاحات نهادی برای رفع این تعارضها و حرکت به سمت بهرهوری بیشتر ضروری است.
وی افزود: لازم است قواعد حکمرانی بهگونهای تنظیم شود که رقابت، شفافیت و پاسخگویی تقویت شود. در حوزه انرژی میتوان با توسعه سازوکارهای رقابتی و مشارکت بخش خصوصی در توزیع و عرضه، کارایی را افزایش داد و از شکلگیری رانت جلوگیری کرد.
او دومین محور اصلاح را «نظام قیمتها» عنوان کرد و گفت: ساختار قیمتهای نسبی در اقتصاد دچار اختلال شده است. زمانی که قیمتها منعکسکننده واقعیتهای اقتصادی نباشند، رفتارهای مصرفی و تولیدی نیز از مسیر بهینه خارج میشود. اصلاح تدریجی و منطقی نظام قیمتها، همراه با ملاحظات عدالت اجتماعی، یکی از پیششرطهای حل مسائل موجود است. تصمیمات نادرست گذشته فاصله بزرگی میان قیمتهای واقعی و فعلی ایجاد کرده و اصلاح آن نیازمند سیاستگذاری دقیق و مسئولانه است.
وی همچنین با اشاره به برخی سیاستهای حمایتی افزود: در مواردی سازوکارهای حمایتی بهگونهای طراحی شدهاند که ناخواسته به کاهش بهرهوری انجامیدهاند؛ برای نمونه، در برخی بخشها تخصیص منابع بدون توجه به کارایی موجب شده انگیزه نوسازی و بهبود عملکرد کاهش یابد. بازنگری در این سیاستها با هدف ارتقای بهرهوری و حفظ عدالت ضروری است.
رئیس سازمان بهینهسازی با اشاره به نقش قیمت انرژی در ساختار مصرف گفت: پایین بودن قیمت انرژی موجب شده انگیزهای برای ارتقای فناوری و بهرهوری شکل نگیرد و در عین حال، تصمیمگیری درباره قیمتها تحت تأثیر ملاحظات کوتاهمدت سیاسی قرار داشته است. به گفته وی، این شرایط باعث شده اصلاحات اساسی در حوزه مصرف انرژی به تعویق بیفتد.
سقاب اصفهانی تأکید کرد: در شرایط فعلی نه امکان اعمال شوک قیمتی وجود دارد و نه ادامه وضعیت موجود قابل دفاع است. بر همین اساس، رویکرد پیشنهادی تغییر «قیمت صرفهجویی» بهجای تغییر مستقیم قیمت حاملهای انرژی است. در این مدل، خانوارها و واحدهای تولیدی که مصرف خود را کاهش دهند، مشوق مالی دریافت میکنند. در واقع، هزینه صرفهجویی به خود خانوار بازمیگردد. هدف آن است که صرفهجویی به یک رفتار اقتصادی سودآور تبدیل شود و انگیزه برای اصلاح الگوی مصرف شکل گیرد. از سوی دیگر، مشوقهای مالی میتواند بهکارگیری فناوریهای بهروزتر و کممصرفتر را چه در خانهها و چه در صنایع پدید آورد.
وی افزود: بخش قابل توجهی از مصرف انرژی ناشی از الگوهای رفتاری و ضعف بهرهوری تجهیزات است. اصلاح رفتار مصرفی، بهینهسازی سیستمهای گرمایشی و سرمایشی و بهبود عایقبندی ساختمانها میتواند کاهش قابل توجهی در مصرف ایجاد کند. سیاستگذاری باید بهگونهای باشد که مردم و بنگاهها خود برای تعویض تجهیزات پرمصرف و بهینهسازی مصرف انرژی انگیزه پیدا کنند.
معاون رئیسجمهور با اشاره به ضرورت شفافیت در سیاستهای حمایتی گفت: لازم است بهطور روشن مشخص شود چه میزان حمایت و با چه سازوکاری به خانوارها و صنایع اختصاص مییابد. تغییر نظام انگیزشی، پیششرط اصلاح تدریجی قیمتهاست و میتواند مسیر اصلاحات را هموار کند.
وی در ادامه به مدیریت مصرف در بخش صنعت اشاره کرد و گفت: در دورههای اوج مصرف، لازم است سازوکاری ایجاد شود که امکان تخصیص بهینه انرژی میان بخشهای مختلف فراهم شود. ایجاد سازوکارهای مبتنی بر بازار برای خرید و فروش صرفهجویی انرژی میتواند به تخصیص کاراتر منابع کمک کند و به صنایع امکان دهد بر اساس نیاز واقعی خود اقدام کنند.
رئیس سازمان بهینهسازی با بیان اینکه «بازار صرفهجویی انرژی» یکی از ابزارهای پیشنهادی است، افزود: در این چارچوب، میزان کاهش مصرف میتواند بهعنوان یک دارایی اقتصادی تلقی شود و مبنای مبادله یا تأمین مالی قرار گیرد. فلسفه این رویکرد، تبدیل بهینهسازی مصرف به یک فعالیت اقتصادی ارزشمند است.
سقاب اصفهانی همچنین بر لزوم اصلاح نگرش فرهنگی نسبت به مصرف انرژی تأکید کرد و گفت: همانگونه که در برخی حوزهها حساسیت اجتماعی نسبت به مصرف بیرویه شکل گرفته، در حوزه انرژی نیز باید مصرف بیش از حد به رفتاری ناپسند تبدیل شود. در کنار اصلاح قیمتها، ارتقای فناوری تجهیزات خانگی و صنعتی و بهبود بهرهوری زیرساختها ضروری است.
او در پایان خاطرنشان کرد: تعیین الگوهای استاندارد مصرف برای بخش خانگی و طراحی سیاستهای تشویقی مبتنی بر آن، میتواند گامی مؤثر در جهت مدیریت پایدار مصرف انرژی باشد.
خدمت مسئولان حکمرانی و کارشناسان محترم صنعت برق
در حال حاضر نیروگاههای موسوم به «ماده ۴» عملاً محدود به پروژههایی هستند که از برنامههای چهارم و پنجم توسعه باقی مانده و تأمین مالی آنها از طریق صندوق انجام شده و در مرحله احداث بودهاند؛ بهعبارت دیگر، عمدتاً صرفاً تغییر عنوان قراردادی از ECA به ماده ۴ رخ داده است (مانند نیروگاههای خرمآباد و سبزوار و موارد مشابه).
در این میان، به نظر میرسد رویکرد سیاستی وزارت نیرو بیش از آنکه معطوف به توسعه رقابتی باشد، به سمت تقویت ساختارهای خصولتی متمایل شده است؛ موضوعی که از منظر حکمرانی بخش برق نیازمند بازنگری جدی است.
مسئله اصلی در توسعه نیروگاه، پیش از موضوع سوخت، تأمین مالی و انتخاب فناوری مناسب است. متوسط راندمان نیروگاههای کشور حدود ۳۹ درصد است و بخش قابل توجهی از ظرفیت موجود را واحدهای بخار و گازی با راندمان زیر ۳۵ درصد تشکیل میدهند. در صورت توسعه نیروگاههای راندمان بالا، بهویژه فناوریهای کلاس F (در صورت تحقق عملی وعدههای فناورانه)، امکان افزایش راندمان متوسط شبکه به بیش از ۵۰ درصد وجود دارد. این به معنای تولید بیش از ۲۵ میلیارد کیلوواتساعت انرژی اضافی با همان میزان سوخت فعلی و بدون افزایش تخصیص سوخت خواهد بود.
برای تحقق این هدف، نصب حدود ۳۰ هزار مگاوات نیروگاه با راندمان بالای ۵۵ درصد ضروری است و در مقابل، لازم است ساعات کارکرد نیروگاههای با راندمان زیر ۴۰ درصد از حدود ۶۰۰۰ ساعت به کمتر از ۲۰۰۰ ساعت در سال کاهش یابد. تحقق چنین برنامهای مستلزم عزم جدی بخش خصولتی در حوزه تأمین مالی و نیز نقشآفرینی حرفهای و رقابتی شرکتهایی مانند گروه مپنا در توسعه نیروگاههای راندمان بالا (کلاس F) است.
در چنین سناریویی، ناترازی انرژی کشور میتواند به کمتر از 2میلیارد کیلوواتساعت در سال محدود شود و در صورت توسعه همزمان حدود ۳۰ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر، بخش عمده چالشهای تراز تولید و مصرف برق قابل مدیریت خواهد بود.
امید است با اتخاذ رویکردی مبتنی بر کارایی، رقابتپذیری و سرمایهگذاری هدفمند، مسیر پایداری صنعت برق کشور هموارتر شود.
متاسفانه شرایط اقتصادی برای مردم بسیار دشوار شده و این موضوع امنیت مردم و کشور را تهدید میکند.
از طرفی اگر قیمت بنزین و دیگر حاملهای انرژی بالا رود ، مردم متحمل فشار اقتصادی میشوند، اما از سوی دیگر، اگر قیمت گذاری به همین روش کنونی بماند، فشار اقتصادی و آسیب آن برای مردم و کشور بسیار بیشتر است ( مثلا سالهای 76 تا 84 با اینکه، قیمت بنزین به قیمت جهانی یعنی حدود 1 دلار نزدیکتر بود، اما تورم، کمتر و اوضاع اقتصادی بهتر بود ).
تعیین دستوری قیمتها ( در اقتصادهای کشورهایی مانند ایران، کوبا ونزوئلا و ...) ریشه اصلی مشکلات است و نتایج زیر را دارد:
۱- قیمت دستوری باعث کاهش تولید و درآمد و باعث مشکلات اقتصادی شرکتها و همچنین کسری بودجه دولت ، تورم و بیکاری و کم بودن حقوقها و فرار نخبگان و متخصصان و سرمایه و قاچاق گسترده (بخاطر اختلاف قیمت با خارج) میشود. مثلا یک نانوایی یا هر بنگاه اقتصادی یا شرکتی که قیمت محصولش توسط دولت، بصورت دستوری تعیین میشود، نمیتواند به نیروی کار ، حقوق بالا بدهد.
۲- قیمت دستوری، باعث مصرف بسیار زیاد و اسرافگرایانه سوخت و منابع (بنزین، گاز، برق، آب و...) ترافیک، ناترازی سوخت، آلودگی شدید هوا در کشور و در نتیجه، خشکسالی و خشکی ذخایر آب و در نتیجه تهدید حیات در کل کشور میشود (افزایش بارندگی، پس از هر دوره کاهش رفت و آمد و مصرف سوخت در سالهای 98 و 99 و عید نوروز سالهای گذشته استان تهران یکی از نشانه های این موضوع است)
اگر مردم میدونستن، تعیین دستوری قیمت انرژی توسط دولت و مجلس ( مخصوصا بنزین) ، این آسیبهای وحشتناک برای مردم و کشور داره، دولت رو مجبور میکردن قیمتا رو به خود مردم بسپاره( عرضه و تقاضا در بازار)
پیشنهاد راه حل:
مهمترین عامل برای حل این مسائل، ایجاد انگیزه اقتصادی با آزادسازی قیمتهاست.
پیش نیاز همه اصلاحات اقتصادی و حل ناترازیها ، جلب اعتماد مردم است از راههای زیر:
۱- حذف بودجه عمومی نهادهای پر هزینه و غیر مولد مانند صدا و سیما و نهادهای مذهبی و...
۲- بستن مسیرهای قاچاق و رانت و فساد ( بویژه برای نهادهای قدرت )
۳- حذف هزینه های غیر ضروری خارج از کشور و بهبود روابط خارجی
۴- دریافت مالیات از همه نهادهای اقتصادی از جمله نهادهای حاکمیتی
۵- ارائه سهمیه سوخت و انرژی به همه مردم دارای کد ملی ( نه به بیگانگان و اتباع خارجی)
سپس انجام اصلاحات اقتصادی.
قیمت دستوری کالا و خدمات و سوخت، نابود کننده اقتصاد کشور و کسب و کار مردم، و علت اصلی ترافیک، ناترازی سوخت، آلودگی شدید هوا و خشکسالی، و همچنین مشکلات اقتصادی مردم، مانند بیکاری و کم بودن حقوقها و فرار متخصصان و سرمایه ها ازکشور و هجوم افغانها به کشور و به هدر رفت منابع است. با قیمت دستوری کالا و ارز (یعنی دخالت دولت در قیمت گزاری)، هر سرمایه گزاری (چه دولتی و چه خصوصی) در زمینه تولید و حمل و نقل و انرژی و... ، بی فایده و همراه با ضررر و زیان و اتلاف سرمایه مردم و کشور خواهد بود. در نهایت باعث کاهش تولید بدلیل عدم سرمایه گزاری و ناترازی و قحطی میشود (مثل وضعیت کنونی کشور).
بهترین راه حل برای آن، پرداخت سهمیه مستقیم سوخت و انرژی به مردم و سپس آزادسازی قیمت بر اساس عرضه و تقاضا است. اینکار به سود همه مردم و دولت است و بسیاری از معضلات اقتصادی و زیست محیطی کشور را حل میکند. همچنین، تنها مردم ایران میتواننده از این منابع و یارانه ها بهره مند شوند
با پرداخت سهمیه و یارانه( سوخت، انرژی، آب و ..) به کارت بانکی افراد ، میتوان قیمت حاملهای انرژی را به تدریج آزادسازی سازی کرد و با سهمیه صرفه جویی شده توسط افراد، هزینه های رفت و آمد و قبوض انرژی و برخی هزینه ها را پرداخت کرد. که انگیزه بالایی برای صرفه جویی همه حاملهای انرژی و بنزین و منابع را به همراه دارد.
البته لازمه این اصلاحات اقتصادی، اعتماد بین مردم و دولت هست.
تا زمانیکه قیمت سوخت و انرژی دستوری است، هیچگاه مصرف بهینه و استفاده فراگیر از انرژی پاک ( خورشیدی، بادی و ..) و سرمایه گزاری در وسایل نقلیه عمومی و تولید خودروهای بهتر اتفاق نخواهد افتاد ، نه توسط دولت و نه مردم ، و این موضوع تنها با واقعی سازی قیمت انرژی ( قیمت بین المللی و شناور وابسته به عرضه و تقاضا ) و پلکانی بودن آن ، قابل انجام است و هر کاری که اصلاح قیمت را شامل نشود ، عوامفریبی است. اگر این اصلاحات انجام نشود در آینده ای نزدیک ، قحطی و خاموشی بسیار شدیدتر خواهد شد و کشور را به سمت شرایط بسیار وخیم تر و فروپاشی می برد. اگر میپسندید لطفا منتشر کنید




از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «برق نیوز» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.